امروز شنبه, 09 ارديبهشت 1396 - Sat 04 29 2017




چرا دکتر کاتوزیان را از اعماق قلبم دوست دارم؟

به قلم: مهدی شریعتی فرد

وکیل پایه یک دادگستری

مقدمه:  دل نوشته ي حاضر، البته در محضر اساتيد و بزرگان علم حقوق، به مثابه زيره به كرمان بردن است. ليكن تذكار و يادآوريست براي دانشجويان رشته ي حقوق تا بدانند جامعه ي حقوقي، در تاريخ 93/06/11،  چه مرد دانشمند، و چه حقوقدان رسالت شناس، و چه انسان نازنيني را از دست داده است.

اينجانب همواره از خود پرسيده ام عشق و شيفتگي عظيم و عميق و غيرقابل وصف من نسبت به استاد دكتر اميرناصركاتوزيان ناشي از چيست؟ بي گمان فضائلي كه او داشت در ديگراني هم ولو معدود،     مي توان يافت. مثلاً علمش، تقوايش، پاسداري از رسالت ناشي از عالم بودنش، نظم و دقت و باريك بيني اش در مسائل و موضوعات مختلف، متانت و وقارش، مناعت طبع و عزت نفس مثال زدني اش، و ... همه و همه گرچه از صفات بسيار بارز استاد فقيد و عاليقدر بود ليكن بديهي است كه اين صفات و فضائل، قاعدتاً منحصر به او نيستند و مي توان انسان هاي وارسته و دانشمند ديگري را هم يافت كه چنين صفاتي را داشته اند. پس به درستي اين سوال مطرح مي شود كه راز و رمز اين همه شيفتگي و عشق منحصر به فردي كه از او در دل دارم چيست؟ در اين وجيزه، مي خواهم البته از زاويه ي نگاه خود، به اين سوال، پاسخي هرچندموجز و مختصر داده باشم. 

به عقيده ي من، در كنار فضائل و صفات حسنه ي صدرالذكر، آنچه دكتر ناصركاتوزيان را در نظر من، تقريباً به يك حقوقدان بي نظير تبديل ساخته است در مواردي خلاصه مي شود كه بنده، اين موارد را در6 بند به شرح ذيل يادآور مي شوم:

1-  مرحوم دكتر ناصركاتوزيان، در رابطه با علم حقوق، تنها به معرفت درجه1 يا به تعبير معرفت شناسان، «معرفت پيشيني» (Apriori) اكتفاء نكرد بلكه برخلاف بسياري از حقوقيين ديگر، ايشان علم حقوق را از منظر ديگري هم مورد كاوش عميق و اساسي قرار داد كه اصطلاحاً، معرفت درجه2   يا «معرفت پسيني» (Apostriori) ناميده مي شود. به عبارت روشن تر، استاد فقيد جامعه ي حقوقي ما،   حقوق را فقط از «درون» و از موضع «تحققي» نشناخت بلكه شاكله ي بيروني و نماي خارجي آن را نيز مورد مطالعه ي ژرف و جامع و دقيق قرار داد. در واقع «كليات حقوق» معظم له در دو مجلد، و نيز بخصوص «فلسفه حقوق» ايشان در سه مجلد، مويد اين ويژگي منحصر به فرد استاد فقيد مي باشد.

اينجاست كه انسان، معناي اصيل و حقيقي حقوقدان بودن را درك مي كند و مرحوم دكتر ناصركاتوزيان را به عنوان مصداق بارزي از اين عنوان باعظمت، از اعماق قلب درود مي فرستد. بگذريم از اينكه در حوزه ي تحققي و درجه1 (معرفت پيشيني) نيز، ايشان تنها به موطن اصلي خود يعني «حقوق خصوصي» محدود نبوده و در زمينه ي «حقوق عمومي» هم به واقع صاحب نظر بوده است.

2-  استاد دكتر ناصركاتوزيان بيش از هر حقوقدان ديگر، به «بي هويتي حقوق تهي ازعدالت»اذعان داشت. تمام آثار او هم در حوزه ي تحققي و پيشيني (درون حقوقي) و هم در حوزه ي پسيني و درجه2، گواهي مي دهند كه وي براي حقوق به عنوان مجموعه اي از قواعد و مقررات الزام آور حاكم بر روابط اجتماعي  (Law / Droit)به شرطي اصالت و شرافت و اعتبار حقيقي قائل بود كه اين قواعد و قوانين و الزامات، در خدمت عدالت باشند. معظم له تمام عمر با بركت خود را وقف به عدالت كرده بود آن هم نه فقط در شعار كه آن، بسي سهل و آسان است، بلكه به صورت عالمانه و آگاهانه و با تمهيد مجاهدانه ي مباني تئوريك و نظري اين آرمان. در اينجا باز هم ناگزيرم از اثر بي بديل و گرانبهاي ايشان با عنوان «فلسفه حقوق» (در سه مجلد) نام ببرم كه در واقع، اين سه مجلد، تجسم بخش و نيز پشتوانه ي نظري تمام ايده هاي           عدالت جويانه ي او را تشكيل مي دهد. نيز در اين زمينه، بايد نام برد از سه مجلد «گامي به سوي عدالت» كه بيشتر مقالات مندرج در آن، مصبوغ به صبغه ي عدالت مي باشند. البته استاد فرزانه، هر جاي ديگر نيز فرصتي يافتند از آن در جهت تبيين و يا تذكار لطيفانه و حكيمانه ي اين آرمان البته مغفول و محجوب، استفاده نمودند. مجموعه ي اين فرصت هاي پراكنده، نهايتاً در بهار سال 1383 تحت عنوان «گوياتر از گفتارها»     در يك مجلد تدوين گشت كه بيشتر فرازهاي آن، مستقيم يا غيرمستقيم، به عدالت، اين گمشده ي بزرگ انسان خاكي مربوط مي شود.        

به علاوه در راستاي تعظيم و تجليل عدالت و تبيين بسيار موشكافانه ي يكي از جدي ترين موانع تهديدات بالقوه ي راجع به آن، مطالعه ي مقاله ي ارزشمند و روشنگرانه ي استاد با عنوان«نقدي بر قانون گرائي افراطي» را به علاقمندان (به ويژه دانشجويان عزيز رشته ي حقوق) اكيداً توصيه مي نمايم. اين مقاله در داخل كتاب يك جلدي استاد با نام «شيوه ي تجربي تحقيق در حقوق»  مندرج مي باشد.

3- مورد سوم از بحث حاضر، مربوط مي شود به نگاه دقيق، منصفانه، واقع بينانه و شجاعانه، بدون توهم و غلو و تعصب، و هم بدون ذره اي انفعال و عاري از خود باختگي ايشان در مورد تقابل و روياروئي متقابل ميان «سنت گرائي» از يك سو، و «تجدد و مدرنيته» از سوي ديگر؛ و درك عميق اين چالش غيرقابل انكار و عظيم و ديرين البته گاه نهان و گاه آشكاري كه به لحاظ اجتماعي و فرهنگي و سياسي در اين مرز و بوم،      از دير باز وجود داشته و دارد. اين نگاه واقعاً دقيق و مستقل راجع به تقابل و روياروئي موصوف، از ديگر ويژگي هاي بسيار قابل درك و شايسته ي تحسين و درخور تجليل مرحوم دكتر ناصركاتوزيان مي باشد.

در باره ي تقابل و معارضه ي سنت گرائي و تجدد، نگاه استاد، حقيقتاً هم اصيل است و هم واقع بينانه و منصفانه و شجاعانه و عاري از توهم و تعصب و اغراق. جهت درك و ملاحظه ي اين معنا، از جمله رجوع فرمائيد به اين آثار استاد فقيد:

  1. 1.      سرآغاز كتاب مسئوليت مدني (ضمان قهري)
  2. 2.      مقاله ي «فقه سنتي فقه پويا»
  3. 3.      مقاله ي «فلسفه ي فقه»

و صد البته سايه ي لطيف و ظريف، اما ژرف اين نگاه موشكافانه ي معظم له، در ساير آثار و نوشته هايش نيزهويداست.

4- ويژگي ديگري كه به نظر من در مرحوم دكتر ناصركاتوزيان، كم نظير و بلكه بي نظير بوده است مربوط  مي شود به شيوه ي تاليف ايشان، از اين نظر كه در تمام آثار علمي او، از لابلاي نظرات و ديدگاه هاي مجرد و محض حقوقي وي، آرمان هاي فلسفي و اخلاقي او، نه فقط نمايان است كه اين آرمان ها فرياد مي زنند.

به نظر من در قلمرو علوم انساني و به ويژه حقوق، جدا نبودن دو حوزه ي «تئوري هاي علمي مجرد و محض»    از يك سو، و «مباني سازنده و تشكيل دهنده ي اين تئوري هاي مجرد» از سوي ديگر، يك واقعيت انكارناپذير است. پس هر چقدر در نوشته ها و آثار يك نويسنده ي حوزه ي علوم انساني، و در لابلاي تئوري هاي محض علمي وي، اين تاثير و تاثر، مشهودتر و نمايان تر باشد براي آن نويسنده، يك امتياز بزرگ محسوب خواهد شد.

و اما آثار و نوشته هاي مرحوم دكتركاتوزيان، در بيشترين حد ممكن داراي چنين امتيازي است چندان كه اين ويژگي، به خوانندگان آثار و كتاب هاي معظم له، اين امكان را مي دهد تا ضمن مطالعه و  استفاده ي علمي از نظريات و تئوري هاي عالمانه، مجرد و محض مولف، تا حدود زيادي نيز با زواياي فلسفي، اخلاقي و حتي روحي و عاطفي انديشه هاي او آشنا و بلكه مانوس شوند. اينجاست كه از مطالعه ي آثار اين استاد فقيد، لذت و حظ زايدالوصفي نصيب خواننده مي شود كه لااقل براي اينجانب، تا امروز بي بديل  و بي نظير بوده است.

5- موضوع ديگر، به روش استدلال استاد در خصوص مسائل مختلف و بعضاً متنازع فيه علمي و اجتماعي و... مربوط مي شود و آن اينكه معظم له در بيان و دفاع از مسائل و موضوعات مطروحه، تنها از طريق استناد به قانون و مقررات، و در يك كلام، از طريق تكيه بر نظام حقوقي وارد عمل نمي شد بلكه سعي مي نموده علاوه بر استدلال به شيوه ي مزبور (يعني شيوه ي تحققي)، از بعد فلسفي و اجتماعي و اخلاقي نيز به استدلال در باره ي موضوع مورد نظر بپردازد. در واقع اين رويكرد غالب استاد در امر استدلال كه البته ناشي از وسعت نظر او     مي باشد به غنا و استحكام و قدرت اقناعي استدلال هاي وي افزوده؛ و باز به عقيده ي من، منطق استدلالات ايشان را تقريباً بلامنازع و قانع كننده تر از همه ساخته است. علاقمندان، به عنوان نمونه مي توانند مصداقي از اين موضوع را در سرآغاز كتاب «مسئوليت مدني» (ضمان قهري) در ارتباط با چرائي نقش و اهميت فقه در حقوق موضوعه، ملاحظه فرمايند. قاعده ي عمومي و رويكرد كلي وي در امر استدلال، به صراحت از اين عبارت معظم له استنتاج مي گردد: «... رغبتي ندارم پاسخ مخالفان را در اين زمينه ها، در پناه قوانين بدهم و ضعف احتمالي استدلالم را با سنگيني قدرت دولت جبران كنم. پاسخي زيبنده ي بحث علمي است كه باور و خوشنودي وجدان به همراه آورد و شائبه اي از اطاعت و اجبار در آن نباشد ...» ( رك: سرآغاز كتاب مسئوليت مدني

6-  بر خلاف بعض تصورات و ذهنيت هاي نادرست و غيرصائب، استاد دكتر ناصر كاتوزيان همواره در خصوص مسائل اجتماعي و روز، احساس مسئوليتي عميق داشته و عافيت طلبي، هرگز در مرام وي راهي نداشته است. منتها به مثابه اين واقعيت دردناك مبني بر اينكه اغلب، عرصه براي «دانايان» تنگ است استاد نيز در بيشتر دوران زندگي پرافتخار و بابركت خويش، متحمل عزلت و انزوائي تاسف بار بوده است؛ اما عزلتي كه براي اهل دل، رساتر و گوياتر از هر فريادي است. در اين ارتباط، دانشجويان علاقمند را به ويژه به خواندن مقاله ي استاد با عنوان «سكوت تحميلي»  (مندرج در كتاب گامي به سوي عدالت، ج1)؛ و همچنين كتاب  «ازكجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود» توصيه ي اكيد مي نمايم.

علاوه بر همه ي اينها، استقامت و بردباري استاد در برابر كجي ها و كج انديشي ها، از تمام رخدادهاي زندگي پرفضيلت او مشهود و نمايان است.

آميختگي همه ي آن ويژگي هائي كه در صدر اين دل نوشته بر شمردم (از قبيل علم و تقوي و رسالت شناسي، وقار و عزت نفس و مناعت طبع، فروتني و تواضع و ...) با تمام آنچه كه در6 بند به طور خاص معروض داشتم، از استاد فرزانه و فقيد علم حقوق، شخصيت بسيار جامعي ساخته بود كه عشقش در قلب شيفتگان و شاگردان و رهروانش، همآره گرم و روشن باقي خواهد بود.

در اولين سالگرد درگذشت اين بزرگ مرد هميشه زنده ي تاريخ حقوق ايران، براي شادي روح پرفتوحش فاتحه اي نثار مي كنيم و از درگاه كبريائي حضرت دوست، شادي روح و روانش را مسئلت مي نمائيم كه ...   «كل نفس ذائقه الموت»

 


1387 - 1394 © تمامی حقـوق این تارنما متعلق به کانون وکلای دادگستری آذربایجان غربی می باشد .

ورود یا عضویت

مجوز استفاده از قالب خبری ورزشی رسا برای این دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از این قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .